موضوع «هیچ» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آخرین بررسیها نشان میدهد این روز ها غـروبِ یخ زده ی گرم زندگیـم را بـه اجبـار بر رویِ خـط می آورم هیچ صدایشان را میشنیددرست در وسطِ آن دست ها بود دست هایی که کف میزدندگاها به پُشتش میکوبیدند....بیشتر... در ادامه مهمترین جزئیات این خبر را میخوانید.
این روز ها غـروبِ یخ زده ی گرم زندگیـم را بـه اجبـار بر رویِ خـط می آورم
صدایشان را میشنید درست در وسطِ آن دست ها بود دست هایی که کف میزدند گاها به پُشتش میکوبیدند .... بیشتر نگاه کرد دست ها در هوا معلق بودند ... مثلِ ذراتِ گَرد و خاکی که تو را به سُرفه میانداختند... ... پُشتِ دست ها، لب هایی فشرده بر هم میدید ... نگاهشان که میکرد، پوزخند هایشان محو میشد و دندان هایشان نمایان میشد... ... گوش هایش سوت کشید... دستی به صورتش کشید... وجودَش به سُرفه افتاده بود... دست ها همچنان به هم کوبیده میشدند... لب ها هم... کَمَرَش تیر کشید... کِی به دستها تکیه داده بود؟ پ.ن: کِی تموم میشه؟ قرارِ تموم بشم؟ صدایشان را میشنید دست هایی که کف میزدند گاها به پُشتش میکوبیدند .... بیشتر نگاه کرد ... ... گوش هایش سوت کشید... دستی به صورتش کشید... لب ها هم... کَمَرَش تیر کشید...
برچسب:
نویسنده: آریا قنبری